تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

خطبهء حضرت زينب سلام الله عليها در بازار كوفه

( 1 )
چو لب بست از سخن سبط پيمبر * سخن پرداز شد ناموس داور بفرمود أسكتوا زان خلق منكوس * نفس برّيد و شد خاموش ناقوس چو حقّ حمد يكتا كرد إنشاء * على ( ع ) بار دگر شد منبر آرا پس از حمد خدا و نعت احمد * چنين فرمود آن ناموس سرمد كه اى پروردگار مكر و تدليس * كه باشد كارتان آزار و تلبيس بما گرييد از اين جور و بيداد * سرشك از چشمتان هرگز مبرّاد بما ناليد از اين محنت و غمّ * بآه و ناله خوش باشيد همدم شما را نقض عهد و نقض پيمان * بود كارى نه مشكل ، سخت آسان شما را مردى آن باشد به دوران * كه خدمتكار باشيد از كنيزان چه بد تخمى فشانديد اى جماعت * كه محصولش نباشد جز شناعت شما را گريه بس بسيار بايد * ولى بسيار خنديدن نشايد بود اين كارتان بدتر ز هر كار * شما را حاصلى ناداده جز عار چسان شوئيد اين خون را ز دامن * به روز دادخواهى نزد ذو المنّ روان گرديد اى قوم پر از كين * سقر بينيد آسايشگه خويش بناحق كرده باطل حقّ ما را * فرو بگرفته غيظ حق ، شما را