ورود اهل بيت طهارت ( ع ) به كوفه
( 1 )
چو رفتند آن اسيران ، سوى كوفه * سيه چون شام آمد ، روى كوفه
پى نظّارهء آل پيمبر * ز جا جنبيد شهر كوفه يكسر
سر بازارها استاده برپا * ز مردان و زنان از پيرو برنا
كه بر شد بانگ و ناى و نالهء كوس * بلند آوازهء آن قوم منحوس
علمداران شدند از هر كناره * سپاهى از پياده و ز سواره
به شهر اندر شدند آن جمله يك سر * ز سرداران و سرهنگان لشكر
پس از بگذشتن آن قوم گمراه * سر چندى نمايان شد بناگاه
به پيشاپيش آن سرها يكى سر * كه بودى چون سر و روى پيمبر
همه بر نيزههاى جور و بيداد * شده از دست آن قوم زنازاد
ز دنبال سر آن جمع اسيران * نمايان شد بر اشترهاى عريان
شه چهارم خديو جمله عبّاد * اسير ناتوان سلطان سجّاد
به زنجير گرانش دست و گردن * به سختى بستر از بيداد ، دشمن
چو ديدند آن جماعت آن قباحت * حريم الله را با آن فضاحت
همه يكباره افغان بركشيدند * به تن پيراهن از غم بردريدند
همى گفتند كاينها از كجايند ؟ * بدين رسوائى و ذلّت چرايند ؟