انداخته كه ديگرى آن را عقبتر ذكر كرده است بدين جهة ما سخنان هر دو مورخ را آورديم .
از آنجا كه آن شهرها از ما دور هستند نتوانستيم بفهميم كه كداميك از دو قول مذكور صحيحتر است تا يكى را نقل كنيم و ديگرى را كنار بگذاريم .
تمام اين وقايع را هم در يك جا ، يعنى ضمن وقايع همين سال ، ذكر كردم ، زيرا روزگار سلطانشاه براى او و اعقابش چندان دير نپائيد كه حوادث مربوط به آنها طى سالهاى مختلف ذكر گردد .
لذا همه را در يك جا آوردم تا پيوستگى و توالى آنها حفظ شده باشد .
چپاول فرنگيان در شهر حوران و تاراج مسلمانان در شهر فرنگيان
در اين سال ، در ماه ربيع الاول ، فرنگيان جمع شدند و روانه شهر حوران گرديدند كه آن جا را غارت كنند .
اين شهر از توابع دمشق بود .
اين خبر به نور الدين رسيد كه تازه حركت كرده و با لشكريان خود در كسوه فرود آمده بود .
او به شنيدن اين خبر با همه سپاهيان خود تند به سر وقت فرنگيان شتافت .
فرنگيان وقتى از نزديك شدن او آگاهى يافتند ، داخل سواد گرديدند .