سواد [ ( 1 ) ] نيز از توابع دمشق بود .
مسلمانان خود را به فرنگيان رساندند و به پسروان لشكر آنان حمله بردند و گروهى را اسير كردند .
نور الدين از آن جا روانه شد و در عشترا فرود آمد . و دستهاى از قشون خود را از عشترا به نواحى اطراف طبريه فرستاد .
اين عده از همه سو يورش بردند و يغما كردند و زنان و فرزندان را گرفتار ساختند و آتش زدند و ويران نمودند .
فرنگيان وقتى خبر اين تاخت و تاز را شنيدند به سوى آنان شتافتند تا از سرزمين خود دورشان كنند .
هنگامى به مسلمانان رسيدند كه آنها از تاراجگرى و غنيمت يا بى فارغ شده و بازگشته و از شهر عبور كرده بودند .
وقتى فرنگيان به مسلمانان رسيدند ، دليران و مدافعان مسلمان در برابرشان ايستادگى كردند و به پيكار پرداختند .
جنگ سختى در گرفت و هر دو دسته در اين نبرد پايدارى نشان دادند .
فرنگيان مىخواستند غنائمى را كه مسلمانان به دست آورده بودند از چنگشان بدر آورند و بر گردانند .
مسلمانان مىخواستند ازين كار فرنگيان جلوگيرى كنند و راه را بر ايشان ببندند تا مسلمانان كه حامل غنائم بودند از دسترس فرنگيان دور شوند .
وقتى جنگ ميان آنان به درازا كشيد و غنيمتى كه به دست
هامش
[ ( 1 ) ] - سواد ( به فتح سين ) : نام دو موضع است : يكى در نزديكى بلقاء ، كه به مناسبت سياهى سنگهايش چنين نامى را به وى دادهاند .
ديگرى عبارت از روستاهاى عراق و ضياعهائى كه در عهد عمر بن خطاب به دست مسلمانان افتاده ، و به مناسبت نخلستانها و كشتزارهاى سبز چنين نامى به آنها داده شده است - از معجم البلدان .
( لغتنامه دهخدا )