تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
رساند . غياث الدين در پاسخ به دو نوشت كه به پيش او باز گردد . او نيز با ياران سلطانشاه مراجعت كرد . غياث الدين دستور داد كه ياران سلطانشاه را استخدام كنند . تيول‌هاى خوبى نيز در اختيار سرداران او گذاشت . ولى تمام آنان احسان او را با نمك ناشناسى و كفران نعمت پاسخ دادند . ما قريبا باقى اخبار ايشان را ذكر خواهيم كرد . خوارزمشاه علاء الدين تكش همين كه خبر در گذشت برادر خود را شنيد به خوارزم بازگشت و به سرخس و مرو شحنه‌هائى گسيل داشت . ولى عمر مرغنى ، امير هرات ، قشونى را به سر وقت آنان فرستاد و بيرونشان كرد . و گفت : « ما درين باره بايد از سلطان غياث الدين اجازه بگيريم . » خوارزمشاه رسولى را به خدمت غياث الدين فرستاد و از او خواستار صلح و پيوند دامادى شد . با فرستاده خود گروهى از فقيهان و علويان خراسان را نيز گسيل داشت . با اين عده ، وجيه الدين محمد بن محمود نيز همراهى مىكرد و او كسى بود كه غياث الدين را به مذهب شافعى در آورده بود و در نزد او پايه‌اى و الا داشت . آنان غياث الدين را پند دادند و از خشم خداوند بزرگ ترساندند . او را آگاه ساختند از اينكه خوارزمشاه به ايشان نامه مىنويسد و تهديدشان مىكند كه با تركان و ختائيان به ايشان حمله خواهد آورد و زنان و فرزندانشان را اسير خواهد كرد و اموالشان را خواهد گرفت و همه را مباح خواهد شمرد .