تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كه در سرزمين مصر هستند چنين و چنان كنند . . . صلاح الدين يوسف همين كه در مسند خود استقرار يافت به دلجوئى مردم پرداخت و دربارهء ايشان بذل و بخشش‌ها كرد . در نتيجهء اين نيكرفتارى مردم به دو گرم بدند و هوادار و دوستدارش گرديدند و كار خليفهء مصر ، العاضد الدين الله ، رو به سستى گذارد . صلاح الدين بعد براى نور الدين پيام فرستاد و خواهش كرد كه برادران و خانوادهء وى را به نزد وى بفرستد . نور الدين نيز آنان را فرستاد و با ايشان شرط كرد كه در مصر به فرمان صلاح الدين باشند و كارش را انجام دهند و او را يارى كنند . همهء آنان اين شرط را بجاى آوردند . صلاح الدين تيول‌هاى سرداران مصرى را گرفت و به خويشاوندان خود و سردارانى كه با وى بودند سپرد . و به اين تيول‌ها افزود . در نتيجه ، آنان نيز دوستى و فرمانبردارى خود را نسبت به دو افزودند . من ( ابن اثير ) به بررسى تواريخ پرداختم و بسيارى از تاريخ‌هاى اسلامى را كه ضبطشان امكان داشت نگاه كردم . ديدم بسيارى از كسان فرمانروائى را آغاز كرده‌اند ولى بعد آن دولت از پشت ايشان انتقال يافته و به دست برخى از خويشاوندانشان افتاده است . ازين فرمانروايان ، در آغاز اسلام معاوية بن ابو سفيان ، از خاندان خود نخستين كسى بود كه به فرمانروائى رسيد . ولى بعد فرمانروائى از دست فرزندانش بيرون رفت و به دست بنى مروان افتاد كه از فرزندان عمويش بودند . پس از او ، سفاح از بنى عباس نخستين كسى بود كه به فرمانروائى رسيد . و بعد ، اين مقام بجاى اينكه به فرزندانش برسد ، برادرش منصور ، رسيد .