أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً
[ 1 ] او روز شنبهء بيست و دوم جمادى الاخر سال 564 هجرى قمرى از جهان رفت .
مدت فرمانروائى او دو ماه و پنج روز بود .
اما آغاز كار او ، و سبب پيوستن او به نور الدين چنين بود :
او و برادرش ، نجم الدين ايوب ، دو پسر « شاذى » از اهالى شهر دوين بودند . اصلا از اكراد روادى به شمار مىرفتند و اين نسل بهترين تيرهء كردان محسوب مىشود .
اين دو برادر به سرزمين عراق پاى نهادند و در دستگاه مجاهد - الدين بهروز ، شحنهء عراق ، به كار پرداختند .
مجاهد الدين از نجم الدين ايوب ، كه بزرگتر از اسد الدين شير كوه بود ، خرد و انديشمندى و خوشرفتارى بسيار ديد . بدين جهة او را به نگهبانى قلعهء تكريت گماشت . اين دژ ، از آن مجاهد الدين بود .
نجم الدين ايوب به سوى قلعهء تكريت رهسپار شد در حالى كه برادرش ، اسد الدين شير كوه ، نيز همراهش بود .
هنگامى كه اتابك شهيد ، عماد الدين زنگى بن آقسنقر ، در عراق ، به نحوى كه ضمن وقايع سال 526 هجرى قمرى ذكر كرديم ، از قراچهء ساقى شكست خورد ، به حال فرار خود را به قلعهء تكريت رساند .
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيهء چهل و چهارم سورهء انعام كه چنين است :ما « فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ . »پس چون آنچه را كه ( از نعم الهى ) به آنها تذكر دادند فراموش نمودند .
ما هم ابواب هر نعمت را ( براى اتمام حجت ) به روى آنها گشوديم تا به نعمتى كه به آنها داده شد شادمان بودند به ناگاه به كيفر اعمالشان گرفتيم . پس در آن هنگام خوار و نااميد شدند .
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى ) .