تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
از اسب به زمين افكندند . ياران شاور همين كه چنين ديدند ، از آن جا گريختند . و شاور گرفتار شد . اما صلاح الدين و جورديك ، كه شاور را اسير كرده بودند ، نمىتوانستند بدون اجازهء اسد الدين او را بكشند . بدين جهة كسانى را به نگهبانى او گماشتند . در همان دم كسانى را نيز به نزد اسد الدين فرستادند و او را از آن حال آگاه ساختند . اسد الدين شير كوه به شنيدن اين خبر خود را بدانجا رساند و چاره‌اى نداشت جز اينكه آنچه سردارانش آغاز كرده بودند به انجام رساند چون العاضد لدين الله ، خليفه مصر ، كه اين خبر را شنيده بود پيكى را به نزد اسد الدين شير كوه فرستاد و سر شاور را خواست . چون پيك پشت پيك از سوى خليفه مىرسيد و پيام‌هاى خليفه دنبال مىشد ، ناچار در تاريخ هفدهم ربيع الاخر ، شاور به قتل رسيد و سر او براى العاضد فرستاده شد . پس از كشته شدن شاور ، امير اسد الدين شير كوه وارد قاهره شد و از تودهء مردم چنان اجتماعى در اطراف خويش ديد كه بر جان
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل ثابت ، وى متولد شد . خاقانى در اين باره گويد :اول شب ابو حنيفه در گذشت * شافعى آخر شب از مادر بزاددربارهء تولد وى و طول مكث او در شكم مادر افسانه‌هاى زياد آورده‌اند . دربارهء زادگاه او سه قول است و سه جايگاه : عسقلان و يمن و غزه را زادگاه وى دانسته‌اند و اصح غزه است . و اصطخرى نيز بر همين قول است . شافعى در كودكى پدر را از دست داد . در دو سالگى به مكه رفت و در آنجا با تنگدستى در دامان مادر پرورش يافت . بقيه ذيل در صفحه بعد