داشت . و شهرها را نيز به سرداران خود واگذار كرد .
اما كامل بن شاور ، پس از كشته شدن پدرش ، با برادران خود به قصر خليفه رفت و به دو پناه برد .
ولى از اين كار سودى نبردند و اين پايان كار آنان بود .
اسد الدين شير كوه از هلاك كامل بن شاور متأسف شد چون به گوش او رسيده بود كه شاور مىخواسته او را بكشد و پسرش كامل مانع اين كار شده است .
بدين جهة مىگفت : « دلم مىخواست كامل زنده ميماند تا نيكى او را با نيكى پاداش دهم . »
درگذشت اسد الدين شير كوه
امير اسد الدين ، وقتى پايش در پايگاه خود استوار شد و گمان مىبرد كه ديگر منازعى ندارد ، مرگش فرا رسيد .
حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل در سال 188 هجرى قمرى از حران و سوريه گذشت و به مصر رفت و در آن جا نخست در جرگه شاگردان مالك در آمد .
در سال 195 به بغداد رفت و در آن جا به تعليم پرداخت .
در 28 شوال 198 هجرى به مصر رفت و بار ديگر به مكه بازگشت . و آنگاه باز در سال 200 هجرى به مصر رهسپار شد و تا پايان عمر در آن جا بماند .
شافعى به قول مشهور در سلخ رجب 204 هجرى در پنجاه و چهار سالگى ، يا به گفتهء ياقوت در پنجاه و هشت سالگى به فسطاط در گذشت و در پاى جبل مقطم در قرافة الصغرى ، در مقبرهء بنى زهره مدفون گرديد .
( از لغتنامهء دهخدا )