تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
امير اسد الدين شير كوه گذاشت . همچنين او را مخير ساخت كه از اردوگاه و خزانه‌ها هر چه صلاح مىداند برگيرد . اسد الدين از لشكرگاه دو هزار سوار برگزيد ، پول نيز برداشت . شش هزار سوار نيز از خارج گرد آورى كرد . آنگاه او و نور الدين با اين سپاه رهسپار دمشق شدند و در پايان ماه صفر به دمشق رسيدند و به رأس الماء رفتند . در آن جا نور الدين به هر سوارى كه همراه اسد الدين شير كوه بود ، بيست دينار داد . اين پول سواى مستمرى بود كه بابت خوراك و پوشاك به آنان داده مىشد . عدهء ديگرى از اميران منجمله : مملوك خود ، عز الدين جورديك ، و عز الدين قلج ، و شرف الدين برغش ، و عين الدولة الياروقى ، و قطب الدين ينال بن حسان منبجى را همراه اسد الدين فرستاد . صلاح الدين يوسف بن ايوب ، برادرزادهء اسد الدين شير كوه ، نيز جزء اميرانى بود كه ميبايست همراه اسد الدين برود . او از رفتن بدين مأموريت اكراه داشت .
وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ
[ 1 ] نور الدين دوست داشت كه صلاح الدين را به مصر بفرستد در صورتى كه با رفتن او خاندان خود نور الدين نيز از ميان مىرفت . صلاح الدين از رفتن به مصر اكراه داشت در صورتى كه خوشبختى و فرمانروائى
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيهء دويست و شانزدهم سورهء بقره كه چنين است :ما « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . »( حكم جهاد براى شما مقرر گرديد و حال آنكه بر شما ناگوار و مكروه است ليكن چه بسيار شود كه چيزى را ناگوارا شماريد ولى به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده و چه بسيار شود كه دوستدار چيزى هستيد و در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست و شما نادانيد . ) ( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشه‌اى ) .