چه بسا كه اين شهرها از بيم آنان تحويل نور الدين داده شوند .
بدين جهة با كمال بىميلى پيشنهاد شاور را پذيرفتند و گفتند :
« ما اين پول را مىگيريم و خود را با آن نيرومند مىسازيم و باز به مصر برمىگرديم در حالى كه با توانائى و نيروئى كه يافتهايم ديگر پروائى از نور الدين نخواهيم داشت . »
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
[ 1 ] شاور ، بنابر اين قرارى كه با فرنگيان گذاشته بود ، يكصد هزار دينار به ايشان داد و خواهش كرد كه از مصر بروند تا بقيهء پول را براى آنها جمع كند .
آنان به زودى از مصر رفتند .
شاور به گرفتن پول از مردم قاهره و مصر پرداخت . اما پولى كه جمع كرد بيشتر از پنج هزار دينار نشد . علتش هم اين بود كه اهل مصر خانهها و آنچه در خانههاى خود داشتند سوخته و از ميان - رفته و آنچه هم كه سالم مانده بود ، به يغما برده بودند .
اين مردم گذشته از اينكه پولى نمىتوانستند بپردازند ، حتى
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل گويند و صدقات دهند و نذرها كنند و اندوه و غم خورند . چون اين مقدار بيش شود شادىها كنند و خرمىها نمايند و تا هيجده گز بالاتر نرود خراج سلطان بر رعيت ننهند . »
در چند صفحه بعد راجع به فاصلهء شهر مصر تا قاهره مىنويسد :
« . . . و از مصر به قاهره كم از يك ميل باشد . و مصر جنوبى است و قاهره شمالى . و نيل از مصر مىگذرد و به قاهره مىرسد ، و بساتين و عمارات هر دو شهر به هم پيوسته است . »
( سفرنامهء ناصر خسرو )
[ ( 1 - ) ] آيهء پنجاه و چهارم از سورهء آل عمران : ( يهود با خدا مكر كردند و خدا با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد . )
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى ) .