توانائى آماده ساختن خوراك روزانهء خود را نيز نداشتند .
اما قاهره : بر اين شهر نيز سپاهيان و سرداران ، و غلامان ايشان تسلط يافته بودند و مخارج نگهدارى ايشان براى مردم پرداخت هر گونه هزينهء ديگرى را دشوار مىساخت .
آنان نيز در طى اين مدت به نور الدين نامه مىنوشتند و رنج و شكنجهاى را كه مصريان ميديدند برايش شرح مىدادند .
آنان در نامههاى خود تعهد كردند كه چنانچه نور الدين به يارى مصريان بشتابد و آنان را از چنگ فرنگيان رهائى بخشد يك سوم شهرهاى مصر را به دو دهند .
ازو خواستند كه ترتيبى دهد تا امير اسد الدين شير كوه با قشونى در نزد ايشان بماند .
همچنين ، علاوه از يك سوم شهرهاى مصر ، واگذارى املاكى را نيز به عنوان تيول وعده دادند .
نور الدين ، هنگامى كه نامههاى العاضد الدين الله خليفهء مصر به دو رسيد در حلب بود و كسى را بدنبال اسد الدين فرستاد و او را به نزد خود فرا خواند .
پيكى كه مأمور ابلاغ اين پيام بود ، همين كه به دنبال اسد الدين بيرون رفت . او را دم دروازهء حلب ديد .
امير اسد الدين تازه از شهر حمص كه تيول وى به شمار مىرفت به حلب آمده بود .
علت آمدنش اين بود كه مصريان به او نيز نامهاى دربارهء گرفتارى خود نگاشته بودند .
او هم براى گفت و گو درين باب آمده بود كه نور الدين را ببيند . و وقتى به خدمت او رسيد ، نور الدين از اينكه به آن زودى حاضر شده تعجب كرد و خوشحال شده و اين را به فال نيك گرفت .
آنگاه براى رفتن به مصر فرمان تجهيز قشون داد . و گذشته از پوشاك لازم و چارپايان و اسلحه و غيره ، دويست هزار دينار در اختيار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٨