اما فرنگيان در محاصره قاهره پافشارى و سرسختى نشان دادند و عرصه را بر مردم شهر تنگ ساختند .
به شاور هم كه امور جنگ و سربازان مصرى در دستش بود ، كار سخت شد و از راندن دشمن باز ماند .
ناگزير دست به نيرنگ زد و كسى را نزد پادشاه فرنگيان فرستاد و دوستى ديرين خود را كه با او داشت ، ياد آور شد .
همچنين تذكر داد كه او ( يعنى شاور ) از بيم نور الدين فرمانرواى شام و عاضد خليفه مصر ، هوادار فرنگيان است ولى مسلمانان در تسليم شهر به فرنگيان موافقت نمىكنند .
ضمنا به پادشاه فرنگيان پيشنهاد كرد كه صلح كنند و مبلغى بگيرد و برود تا شهر به دست نور الدين نيفتد .
مرى ، پادشاه فرنگيان پيشنهاد او را پذيرفت بدين گونه كه شاور هزار هزار دينار ، مقدارى نقد و مقدارى نسيه به او بپردازد .
بدين ترتيب قرار صلح داده شد .
فرنگيان ديدند كه دست يافتن بر شهرهاى مصر آسان نيست و
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحه قبل فسطاط نام مصر عتيقه است كه عمرو عاص بنا كرده است - منتهى الارب .
( از لغتنامهء دهخدا ) ناصر خسرو در سفر نامهء خود يك جا ضمن اندازه گيرى آب رود نيل ، از شهر مصر نام مىبرد :
« و به شهر مصر مقياسها و نشانهها ساختهاند ، و عاملى باشد به هزار دينار معيشت كه حافظ آن باشد كه چند مىافزايد . و آن روز كه زياد شدن گيرد ، مناديان به شهر اندر فرستد كه ايزد ، سبحانه تعالى ، امروز در نيل چندين زيادت گردانيد ، و هر روز چندين اصبع زيادت شد . و چون يك گز تمام مىشود ، آن وقت بشارت مىزنند و شادى مىكنند تا هيجده ارش بر آيد .
و آن هيجده ارش معهود است ، يعنى هر وقت كه ازين كمتر بود ، نقصان بقيه ذيل در صفحه بعد .