كردند و در آنجا دست به كشتار گذاشتند و گروهى از مردان و زنان و كودكان را نيز اسير ساختند . . .
در همان اوقات گروهى از بزرگان مصر ، منجمله ابن خياط و ابن فرجله ، روى دشمنى و كينهاى كه با شاور داشتند نامههائى به فرنگيان نوشته و پيروزى در مصر را به ايشان وعده داده بودند .
بدين جهة فرنگيان با قوت قلب از شهر بلبيس به مصر رفتند و در دهم ماه صفر در قاهره فرود آمدند و آن شهر را محاصره كردند .
مردم قاهره ترسيدند كه فرنگيان با ايشان نيز همانطور رفتار كنند كه با مردم بلبيس كرده بودند .
اين ترس و وحشت ، آنان را وادار كرد كه ايستادگى كنند .
لذا به نگهدارى شهر پرداختند و در برابر شهر خود جنگيدند و در حفظ آن كوشش خود را به كار بردند .
اگر فرنگيان در شهر بلبيس با مردم خوشرفتارى كرده بودند ، يقينا مصر و قاهره را هم مىگرفتند و ليكن خداوند بزرگ رفتارشان را در نظرشان پسنديده جلوه داد تا كارى كه مشيت خداوند بدان تعلق گرفته انجام يابد .
شاور در نهم ماه صفر فرمان داد كه شهر مصر [ 1 ] را آتش بزنند و
هامش
[ ( 1 ) ] - منظور از « شهر مصر » مصر قديم است كه عمرو بن عاص بنا كرد و فسطاط نام داشت و نزديك قاهره بود . - م فسطاط قصبهء مصر است و توانگرترين شهرى است اندر جهان و به غايت آبادان و بسيار نعمت است و بر مشرق رود نيل نهاده است .
تربت شافعى رحمة الله عليه در آن حدود است .
( حدود العالم ) عمرو بن عاص چون به اين مكان رسيد خرگاهى از چرم يا موى ترتيب داد .
چون پس از مدتى تمام لشكر مىبايست به اسكندريه بروند هنگامى كه قصد كندن خرگاه را داشتند ديدند كبوترى در بالاى آن تخم گذاشته است .
بقيهء ذيل در صفحهء بعد