كارى پايانى و هر حكومتى نهايتى دارد .
شنيدم كه به صاحب قلعه گفته بودند : « براى تو كدام بهتر و ارزشمندتر است ؟ سروج و شام ، يا قلعهء جعبر ؟ » در پاسخ گفته بود : سروج براى ما در آمد بيشترى دارد . اما روزى كه قلعه را ترك گفتيم عز و جاه و خود را نيز از دست داديم .
دست يافتن اسد الدين بر مصر و كشته شدن شاور
در اين سال ، در ماه ربيع الاول ، اسد الدين شير كوه بن شاذى ، با لشكريانى كه نور الدين محمود بن زنگى در اختيارش گذاشته بود ، به سرزمين مصر رفت و آن جا را گرفت .
علت اقدام به اين كار ، تسلط فرنگيان بر شهرهاى مصر بود ، همچنان كه پيش از اين ذكر كرديم .
فرنگيان از طرف خود شحنهاى را در قاهره گماشته و دروازههاى شهر را در دست گرفته و گروهى از دليران و شهسواران خود را بر آن دروازهها نگهبان ساخته بودند .
اينان بر مسلمانان با بيدادگرى فرمان ميراندند و آزار بسيار روا مىداشتند .
وقتى ديدند در مصر كسى نيست كه آنان را براند به « مرى » ، فرمانرواى فرنگيان در شام ، كه از هنگام پديدار شدن وى در آن سرزمين ، همانندش در دليرى و نيرنگ بازى و زيركى ديده نشده بود پيام فرستادند و ازو دعوت كردند كه به مصر لشكر كشد و آن جا را بگيرد .
آنان به مرى پادشاه فرنگيان خبر دادند كه مصر از هر گونه مانعى خالى است و دست يافتن بر آن سرزمين آسان است .
ولى مرى به اين دعوت پاسخ مساعد نداد .