هجرى قمرى كشته شد .
اما اگر اين شعر از آن صالح نباشد آن واقعه در اين تاريخ اتفاق افتاده است .
اين را هم مىتوان احتمال داد كه كدورت و كينتوزى ميان نور الدين و قلج ارسلان از روزگار صالح وجود داشته و او در زمان حيات خود اين اشعار را براى ايشان نوشته ، و بعد ناسازگارى آنان تا اين تاريخ ادامه يافته است .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، در ماه صفر ، در اصفهان ، ميان صدر الدين عبد اللطيف بن خجندى و قاضى و ساير پيشوايان مذاهب ، به علت تعصبات مذهبى آشوب بزرگى بر پاى شد .
زد و خورد هشت روز پياپى در ميان دو طايفه ادامه يافت و در اين پيكار گروهى بسيار كشته شدند .
همچنين ، بسيارى از خانهها و بازارها آتش گرفت و ويران گرديد .
كسانى كه در اين جنگ و جدال شركت كرده بودند ، سرانجام به بدترين صورت پراكنده شدند .
در اين سال اسماعيليان قلعهاى در نزديك قزوين ساختند .
اين موضوع به شمس الدين ايلدگز كشته شد ولى او در صدد جلوگيرى از آن بر نيامد چون از آسيب و شورش اسماعيليان بيم داشت .
اسماعيليان پس از ساختن آن دژ ، به قزوين روى آوردند و اين