تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
تعالوا لعل الله ينصر دينه * اذا ما نصرنا الدين نحن و انتم و ننهض نحو الكافرين بعزمة * با مثالها تحوى البلاد و تقسم
اين شعر درازتر از آن است كه در اين جا آورده شد . ( يعنى : ما مىگوئيم ، ولى كجاست كسى كه بفهمد و راه صواب را تشخيص دهد در صورتى كه سرانجام انديشه‌ها ناپيداست ؟ نه هر كسى كه كارها را مىسنجد و ترتيب مىدهد در سرانجام كارى كه بيش‌تر مقرون به مصلحت است موفق خواهد شد . هيچ كسى بر كرسى فرمانروائى جاويدان باقى نخواهد ماند و هيچ كس از آنچه خداوند خواسته سالم نخواهد جست . آيا پس از اينكه دشمنان طعم جنگ شما را چشيدند و ديدند كه مانند حنظل تلخ و ناگوار است ، باز هم ، بجاى اينكه با دشمنان دين بجنگيد ، به همان ناسازگارىها و همچشمىهائى كه ميانتان حكمفرماست برمىگرديد و در دلهاى شما از كين‌توزى آتش‌ها روشن است ؟ آيا ميان شما كسى نيست كه از خشم خداوند يكتا بپرهيزد ؟ آيا ميان رعاياى شما كسى نيست كه مسلمان باشد ؟ بيائيد ، كه شايد خداوند دين خود را يارى دهد ، وقتى كه ما و شما اين دين را يارى كرديم . بيائيد تا با عزم و اراده براى جنگ با كافران برخيزيم زيرا با امثال اين عزم و اراده‌هاست كه شهرها به دست مىآيد . ) بعضى از دانشمندان پيشامد مذكور را بيان كرده و گفته‌اند كه صالح بن رزيك به مناسبت اين پيشامد شعر بالا را براى قلج ارسلان فرستاد . اگر اين شعر را صالح سروده باشد بايد گفت كه آن پيشامد قبل از اين تاريخ روى داده است زيرا صالح در رمضان سال 556