تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بر پاى شد و جنگ سختى در گرفت . علت بروز اين فتنه آن بود كه قلج ارسلان ، دختر ملك صلتق بن على بن ابو القاسم را به عقد خويش در آورده بود . عروس با جهاز بسيارى كه اندازهء آن به حساب در نمىآمد براى رسيدن به شوهر خود ، قلج ارسلان ، روانه شد . در راه ياغى ارسلان فرمانرواى ملطيه حمله كرد و عروس را با آنچه داشت به چنگ آورد . آنگاه بر آن شد كه دختر را به برادرزادهء خود ، ذو النون بن محمد بن دانشمند ، شوهر دهد . بدين جهة به دختر امر كرد كه از دين اسلام برگردد تا نكاح او با قلج ارسلان فسخ شود . دختر نيز ناچار بدين كار تن در داد . بعد ، بار ديگر به اسلام بازگشت . سپس ياغى ارسلان او را به عقد برادرزادهء خود در آورد . قلج ارسلان وقتى اين خبر را شنيد لشكريان خود را گرد آورد و به سر وقت ابن دانشمند رفت . دو لشكر با هم روبرو شدند و به جنگ پرداختند . درين نبرد قلج ارسلان شكست يافت و به پادشاه روم ( روم شرقى ) پناهنده شد و ازو يارى خواست . او نيز لشكر انبوهى به يارى وى فرستاد . ياغى ارسلان بن دانشمند در آن ايام وفات يافت و قلج ارسلان بعضى از شهرهاى او را تصرف كرد . آنگاه با ملك ابراهيم بن محمد بن دانشمند كه پس از مرگ عم خود ، ياغى ارسلان ، برجايش نشسته بود ، صلح كرد . مقارن همان احوال ذو النون بن محمد بن دانشمند بر شهر قيساريه دست يافت . شاهان شاه بن مسعود برادر قلج ارسلان نيز شهر انكوريه را