نشده است .
« من در شگفت ماندم از اينكه سخن او چگونه راست در آمد و هيچ دگرگونى نيافت . و اين يقين از كجا براى او حاصل شده بود . »
هنگامى كه آن دوست سرگذشت بالا را برايم حكايت كرد ، از او تاريخ وقوع آن را نپرسيدم . ولى چون در اين مدت او در قزوين بوده ، روى گمان و تخمين آن را ضمن وقايع اين سال ثبت كردم .
در اين سال ، امير مؤيد اىابه ، صاحب نيشابور ، وزير خود ضياء الملك محمد بن ابو طالب سعد بن ابو القاسم محمود رازى ، را دستگير كرد و به زندان انداخت .
پس از او ، وزارت خود را به نصير الدين ابو بكر محمد بن ابو نصر محمد مستوفى ، داد .
او در روزگار پادشاهى سلطان سنجر رسيدگى به امور ديوان او را عهدهدار بود و از بزرگان دولت سنجرى شمرده مىشد .
در اين سال خبرهائى رسيد كه حاجيان به سال 559 ضمن انجام مراسم حج سختى بسيار ديدند .
در فيد و ثعلبيه و واقصه و محلهاى ديگر مردم بسيارى از كاروان حاجيان جدا شدند و بسيارى نيز به هلاك رسيدند .
به سبب اين پيشامدها و شدت خشكسالى و قحط ، و نايابى خواربار ، حاجيان نتوانستند به مدينة النبى ( ص ) بروند .
در بيابان و با رخ داد و گروه بىشمارى از حاجيان مردند و چارپايان ايشان تلف شدند .
نرخها در مكه بسيار بالا رفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٢