وقتى فرستادگان اهالى غرناطه به خدمت او رسيدند همراهشان به سوى غرناطه روانه گرديد و داخل آن شهر شد .
در غرناطه گروهى از ياران عبد المؤمن بودند . اين گروه در قلعه شهر به مقاومت پرداختند و از پيشرفت او جلوگيرى كردند .
از طرف ديگر ، وقتى اين خبر به گوش پسر عبد المؤمن ، ابو سعيد
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
اگر جز چمنهاى طويل و عريض و رودخانهء شنيل كه خداوند بدان شهر بخشيده است ، چيز ديگرى نداشت ، در اهميت وى كفايت مىكرد . . .
قراى آن به قول مورخان دويست و هفتاد قريه است و آثارى بزرگ و بسيار دارد .
( از تاج العروس و الحلل السندسيه ) ياقوت در معجم البلدان گويد :
. . . غرناطه از قديمترين شهرهاى البيره از توابع اندلس و از بزرگترين و زيباترين و استوارترين آنهاست .
رود معروف به « قلوم » آن را مىشكافد و حالا آن رودخانه را حداره مىنامند و از آن خردهء طلاى خالص مىگيرند و آسيابهاى زيادى در داخل شهر از آب آن استفاده مىكنند .
شعبهاى از آن از نصف شهر مىگذرد و به گرمابهها و سقايهها و بسيارى از خانههاى بزرگان مىرسد . و شعبهء ديگرى از آن نصف ديگر شهر را مشروب مىكند .
فاصله غرناطه از « البيره » چهار فرسخ ، و فاصلهء آن از قرطبه سى و سه فرسخ است .
صاحب قاموس الاعلام تركى گويد :
غرناطه شهرى است در اندلس از ممالك جنوبى اسپانيا .
اين شهر در جنوب مادريد به فاصله 696 هزار گز « راه آهن » و در دامنهء كوه نواده و در شمال نهر شنيل ، و در دو طرف رود دارو ( به تلفظ عربها :
بقيه ذيل در صفحه بعد