عثمان رسيد ، تصميم به دفاع از غرناطه گرفت .
او كه در آن زمان در شهر مالقه بود ، لشكريانى را كه در اختيار داشت گرد آورد و رهسپار غرناطه شد تا به يارانى كه در آن جا دارد مدد برساند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
حداره ) كه به همين شنيل مىريزد ، قرار دارد .
سكنهء آن 76110 تن است و داراى دار الفنون ( دانشگاه ) ، موزهء نقاشى ، كتابخانههاى متعدد ، كليساى بزرگ ، آثار عتيقه و قصر الحمراء مىباشد كه نمونهاى از صنايع معمارى عرب است .
اين شهر در دامنهء سه تپه مزين به خانهها قرار گرفته و به انار شباهت پيدا كرده است و به همين جهة آن را غرناطه ( به معنى انار ) ناميدهاند .
غرناطهء اصلى قسمت غربى شهر است . و قسمت جنوبى شهر به نام « آنتكرا » و شمال شرقى به نام « البايسين » يا البيضائيين از هم تشخيص داده مىشوند .
بر حسب روايت مهاجرين فنيقى اول روى تپههائى كه امروز به قورس برمياس ( تپههاى سرخ ) مشهور است قصبهاى به نام غرناطه تأسيس كردند .
پس از آن ، قوم ايبر در نزديكى آن قصبه ديگرى به نام ايلبربس ساختند .
در زمان واندالها و كتها اين دو قصبه ويران شدند و پس از تسلط مسلمين بر اندلس ، پادشاهان اموى شهر كنونى را مجددا بنا كردند .
در زمان دولت مرابطين و موحدين اين شهر بسيار آبادان شده و سكنهء آن به چهارصد و بيست هزار تن رسيده بود .
در زمان حكومت بنى احمر نيز مجددا آباد شد . و پس از تسلط مسيحيان بر اسپانيا ، عدهء بسيارى از مسلمانان كه از شهرهاى اسپانيا فرارى شده بودند به غرناطه آمدند و اين شهر مدتى در دست مسلمانان باقى ماند تا در تاريخ 1492 ميلادى ، يعنى سال كشف امريكا ، به تصرف مسيحيان در آمد .
عربها البيره را مركز غرناطه مىدانستند . و بعضى از جغرافيدانان عرب بقيه ذيل در صفحه بعد