و بدرفتارى مىنمود .
وقتى ابو بكر ديد كه امير مؤيد اىابه از جنگ دست بردار نيست و آن را پيگيرى مىكند به فروتنى و كوچكى و اظهار عجز پرداخت و در تاريخ بيستم ماه ربيع الاول اين سال ، در برابر امانى كه به او داده شد از قلعه فرود آمد .
پس از فرود آمدن او از قلعه ، امير مؤيد اىابه فرمان داد كه او را ببندند و به زندان بيندازند .
بعد ، از آن جا به سوى كرستان رهسپار گرديد .
ابو بكر فاخر كه صاحب كرستان بود ، در قلعهاى اقامت داشت كه از بلندترين دژها شمرده مىشد و بر قلهء كوه بلندى نيز قرار داشت .
او از قلعهء خود فرود آمد و فرمانبردارى امير مؤيد را به گردن گرفت و پيشش سر فرود آورد و با او همدست گرديد .
امير مؤيد در ماه جمادى الاخر اين سال قشونى هم به اسفرايين فرستاد .
رئيس اسفرايين ، عبد الرحمن بن محمد بن على الحاج ، در قلعهء شهر تحصن اختيار كرد .
پدر او جوانمرد مطلق خراسان به شمار مىرفت ولى اين عبد الرحمن بدترين خلف او محسوب مىشد .
او وقتى در قلعه تحصن گزيد ، لشكريان امير مؤيد اىابه او را احاطه كردند . و از قلعهء پائين كشيدند .
آنگاه او را در حالى كه در بند و زنجير مقيد بود به شادياخ بردند و در آن جا زندانى كردند .
همچنين گفته شده كه اين واقعه در ماه ربيع الاخر سال 558 اتفاق افتاده است .
امير مؤيد اىابه قهندز نيشابور را نيز گرفت و حوزهء فرمانروائى او حول و حوش نيشابور را احاطه كرد و به وسعتى برگشت كه قبلا داشت جز اينكه اهالى نيشابور به شادياخ منتقل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٧