گرديدند و شهر قديم ويران شد .
امير مؤيد قشونى را نيز به خواف فرستاد .
در آن جا يكى از اميران ، به نام ارغش ، لشكريانى داشت .
او ، وقتى از نزديك شدن قشون امير مؤيد آگاه شد ، جمعى را در آن كوهها و گردنهها در كمين گذاشت .
آنگاه خود با عدهاى به طرف قشون امير مؤيد رفت و با آنان جنگيد .
كسانى كه در كمين بودند به موقع از كمين برجستند و حمله كردند .
در نتيجه ، قشونى كه مؤيد فرستاده بود ، شكست خورد و گريخت .
از آنان عدهاى كشته شدند و بقيه نيز به نيشابور ، پيش مؤيد ، بازگشتند .
مؤيد قشونى هم به فوشنج هرات فرستاد . فوشنج در زير فرمان محمد بن حسين غورى بود .
لشكريان امير مؤيد اىابه آن جا را در حلقهء محاصره گرفتند و محاصره را سخت كردند .
كشتار و پيشروى ادامه يافت .
بعد ، ملك محمد غورى قشونى را بدانجا گسيل داشت تا شهر را حفظ كنند .
به مجرد نزديك شدن اين قشون به هرات ، لشكريانى كه فوشنج را محاصره كرده بودند ، از آن جا دور شدند و بازگشتند .
و آن ولايت براى غوريان مسلم شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٨