كوخان چينى دستار و سربند و جامه پادشاهان چين را در بر مىكرد و مذهب او نيز آئين مانى بود .
وقتى او از چين خارج شد و روانه تركستان گرديد ، تركان خطا نيز به افراد قشون او پيوستند .
اين عده پيش از آن تاريخ از چين بيرون رفته بودند . و به ملوك خانيه خدمت مىكردند كه در تركستان فرمانروائى داشتند .
ارسلان خان محمد بن سليمان هر سال ده هزار نفر را با تجهيزات كافى مامور مىكرد كه در محلههاى ميان تركستان و چين فرود آيند و نگذارند كه هيچيك از ملوك چين ، به شهرهاى او قدم گذارند .
براى آنان بخاطر اين كار مواجب و اقطاعاتى [ ( 1 ) ] نيز مقرر داشته بود .
تصادفا يك سال نسبت به آنان خشمگين شد و آنان را از نزديكى با زنان خود منع نمود تا بچهدار نشوند .
اين محروميت براى آنان غير قابل تحمل بود و نمىدانستند چه كنند و متحير مانده بودند .
اتفاقا كاروانى بزرگ به آنان برخورد كه اجناس گرانبها و اموال بسيار با خود حمل مىكرد .
كاروان را گرفتند و بازرگانان را فرا خواندند و به آنان گفتند :
« اگر كالاهاى خود را ميخواهيد به ما شهرى معرفى كنيد كه چراگاههاى پهناور داشته باشد و ما و اموال ما را كفايت كند . »
بازرگانان با يك ديگر به مشورت پرداختند و متفقا شهر بلاساغون
هامش
[ ( 1 ) ] - اقطاعات ( به كسر همزه ) : جمع اقطاعه « به كسر همزه » قطعه ملك يا زمينى كه در قديم از طرف پادشاه به كسى واگذار مىشد كه از درآمد آن زندگى كند ، و ملكى كه عايدات آن براى هزينه قسمتى از سپاه اختصاص داده مىباشد .
( فرهنگ عميد )