ارسلان خان را نيز اسير گرفت و به بلخ فرستاد ، كه در همان شهر از دنيا رفت .
اين را هم مىگفتند كه سلطان سنجر او را فريب داد و بر او غلبه كرد و شهر را از او گرفت . بعد آن داستان را دربارهء او شايع ساخت .
وقتى سمرقند را تصرف كرد ، قلج طمغاج ابو المعالى حسن بن على بن عبد المؤمن معروف به حسن تكين را در آن شهر بجاى ارسلان خان به حكومت گماشت .
قلج طمغاج حسن تكين از بزرگان خانواده خانيه بشمار مىرفت منتهى ارسلان خان او را رانده بود .
حسن تكين پس از آنكه فرمانروائى سمرقند را بر عهده گرفت روزگارش چندان نپائيد و بعد از مدت كوتاهى درگذشت .
سلطان سنجر پس از فوت او ، ملك محمود بن ارسلان خان محمد بن سليمان بن داود بغراخان را جانشين او ساخت .
محمود پسر همان كسى بود كه سلطان سنجر سمرقند را از وى گرفت . او خواهرزاده سلطان سنجر بود .
پيش از اين تاريخ ، در سال 522 هجرى ، اعور چينى با سپاه كثيرى كه هيچكس جز خدا از تعدادشان آگاه نبود به حدود كاشغر رسيد .
فرمانرواى كاشغر كه خان احمد بن حسن بود لشگريان خود را گردآورى كرد و به مقابله با او شتافت .
دو لشكر با هم روبرو شدند و سرگرم زد و خورد و جنگ و جدال گرديدند . اعور چينى شكست خورد و گروه انبوهى از افرادش كشته شدند .
پس از اين واقعه ، او فوت كرد و كوخان چينى بر جايش نشست .
« كو » به زبان چينى لقبى است كه به بزرگترين پادشاهان خود مىدهند . « خان » هم لقبى است كه به ملوك ترك مىدهند و معنى آن بزرگترين ملوك است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٧