ناميده مىشدند و خراسان را غارت كردند به نحوى كه ما ان شاء اللّه در جاى خود شرح خواهيم داد .
اينها هم دو دسته بودند :
يك دسته « اجق » خوانده مىشدند و سردار آنان طوطى بن دادبك بود .
دسته ديگر را « برق » مىخواندند . و قرعوت بن عبد الحميد رياست آنان را داشت .
پسر ارسلان خان ، معروف به نصرخان بود .
مردى بنام شريف الاشرف بن محمد بن ابو شجاع علوى سمرقندى ، نصرخان را تحريك كرد كه فرمانروائى را از چنگ پدر خود بيرون آورد . و او را به طمع انداخت .
ارسلان محمد خان وقتى اين خبر را شنيد ، هم پسر خود و هم شريف الاشرف را به قتل رساند .
پس از اين واقعه ميان ارسلان خان و لشكريان قارغلى او بهم خورد و بيزارى و وحشتى به وجود آمد كه ايشان را وادار كرد بر ضد ارسلان خان عصيان ورزند و او را از فرمانروائى بر كنار كنند .
ارسلان خان دوباره پيش سلطان سنجر بازگشت و بر او پناهنده شد .
سنجر نيز براى كمك به او در سال 524 با قشون خود از رود جيحون گذشت و به سمرقند رسيد .
تركان قارغلى از دست او فرار كردند .
تصادفا سلطان سنجر روزى بيرون رفت و سوارانى را ديد و به آنها بد گمان شد و دستور داد دستگيرشان كنند .
دستگيرشدگان اقرار كردند كه ارسلان آنها را مامور كشتن سلطان سنجر كرده بود .
سلطان سنجر هم به سمرقند برگشت و ارسلان خان را در قلعه خود محاصره كرد و قلعه را به تصرف در آورد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٦