رو به فزونى گذارد . صبح و شب ، هر لحظه انتظار بلا مىكشيدند .
مردم بخارا و شهرهاى ديگر ما وراء النهر نيز همين وضع را داشتند .
خاقان محمود بن محمد رسولى را به خدمت سلطان سنجر فرستاد
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
بوده ، در اين اواخر بواسطه مهاجرت اهالى ، خالى از سكنه شده است و روسها بجاى آنها سكنى گزيدهاند .
بزرگترين جامع آن جامع « حضرت رابعه » بوده است .
اين شهر مولد بسيارى از دانشمندان و مشاهير و ادبا و شخصيتهاى فرهنگ اسلامى بوده و به سابق تحت حكومت خان مستقلى اداره مىشده است .
و به آن زمان اين ناحيه بسيار آبادان و بزرگ بود .
ولى بعدها به استيلاى خان فرغانه ( خوقند ) در آمد و مهاجرت مردمان ازين زمان شروع شد و جمعيت آن رو به كاستى گذاشت .
امروز خجند مركز يكى از مناطق ايالت سير دريا محسوب مىشود كه داراى يكصد و چهل هزار تن سكنه است و اهاليش مركب از تاجيك و ازبك و قره قرقيزه مىباشند .
در آثار جغرافيدانهاى عرب خجند حجند ضبط شده است و عباس اقبال مىگويد : « اين شهر را يونانيان الكساندر سخاتا (Alexandreschata) يعنى اسكندرية القصوى مىناميدند . در زمان حمله مغولان پادشاه خجند ملك تيمور بود . و اردوئى كه چنگيز به فرماندهى اولاغ نويان و سرداران ديگر كه مامور حدود فرغانه و دره علياى سيحون كرده بود ابتدا شهر بناكت را تحت محاصره گرفتند .
مستخفظان آن شهر كه از تركان بودند پس از سه روز بناكت را تسليم بقيهء ذيل در صفحهء بعد