برگرداند . و پايههاى حكومت او را استوار ساخت .
بعد خوارج بر او خروج كردند و او باز از سلطان سنجر يارى خواست و سنجر دوباره او را يارى داد و به فرمانروائى رساند .
ميان قشون او دستهاى بودند كه تركان قارغلى و تركان غز
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
هر چند ابتداء ظهور اين خاندان و آغاز انتشار اسلام در بين آنها درست روشن نيست ، ليكن اين طايفه به سبب آنكه سلسلهء سامانيان را در ما وراء النهر برانداختهاند و در آنجا دولتى غالبا مقتدر به وجود آورده و به تربيت شعرا و ترويج ادب و فضل اهتمام كردهاند ، در تاريخ ايران بعد از اسلام شهرت و اهميت يافتهاند .
و از شعرا ، امثال سوزنى و عمعق و رشيدى سمرقندى و رضى الدين نيشابورى و شهاب الدين نسفى و شمس طبسى و عثمان مختارى آنها را ستايش كردهاند .
اولين كسى كه ازين خاندان در تاريخ ايران مشهور شده است ، بغراخان ثانى ست كه هارون بن موسى يا سليمان نام داشته است ، و در سنه 383 هجرى قمرى بخارا را گرفت .
و چون اندكى بعد در مراجعت از آن جا وفات يافت ، برادرزادهاش ايلك خان موسوم به احمد بن على به جايش نشست .
او در سال 389 مجددا بخارا را گرفته دولت سامانيان را در ما وراء النهر منقرض نمود .
از اواسط قرن پنجم هجرى قمرى اين سلسله به دو شعبه تقسيم شد كه از آن جمله يكى در سمرقند و ديگرى در كاشغر و بلاساغون حكومت كردند .
آل افراسياب در عهد سلاجقه تا حدى دست نشاندهء سلاطين بزرگ سلجوقى بودند و با آنها قرابت و پيوند داشتند .
دولت آنها در سال 609 بدست خوارزمشاهيان منقرض شد .
( دائرة المعارف فارسى )