كوبيدند كه با زمين هموار برابر گرديد .
اهالى نيشابور را از كوچك و بزرگ به قتل رساندند و شهر را آتش زدند .
همه قاضيان و علما را نيز كشتند و از جمله كسانى كه خونشان ريخته شد حسين بن محمد ارسابندى ، و قاضى على بن مسعود ، و شيخ محمد بن يحيى بود .
شاعران در سوك محمد بن يحيى مرثيههاى بسيار سرودند .
از آن جمله شعر ذيل است كه على بن ابراهيم كاتب ساخته است :
مضى الذى كان يجنى الدر من فيه * يسيل بالفضل و الافضال واديه
مضى ابن يحيى الذى قد كان صوب حيا * لابرشهر و مصباحا لداجيه
خلا خراسان من علم و من ورع * لما نعاه الى الافاق ناعيه
لما اما توه مات الدين وا اسفا * من ذا الذى بعد محيى الدين يحييه
( يعنى : در گذشت كسى كه هنگام سخن در و گوهر از دهان خود ميريخت و با سيل فضل و دانش و داد و دهش سرزمين خود را سيراب مىساخت .
رفت ابن يحيى كه راه حق و زندگى براى ابر شهر [ ( 1 ) ] و
هامش
[ ( 1 ) ] - ابر شهر ( به فتح الف و ب ) : نام قديم شهر نيشابور است .
گفتهاند كه ابر شهر به معنى شهر اپرنگ است و اپرنك (Aparnak) مهمترين قبيله از سه قبيله داهه بود كه دولت پارت را تاسيس كردند .
اينكه ابر شهر را به معنى شهر بالا گرفتهاند نادرست است .
( دائرة المعارف فارسى )