تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
در نواحى بلخ به گله دارى و دامپرورى پرداختند . اين طائفه اميرانى داشتند كه اسم يكى از آنان دينار و نام ديگرى بختيار بود ، يكى طوطى و ديگرى ارسلان نام داشت ، يكى به جغر و ديگرى به محمود موسوم بود . امير قماج كه بلخ را به اقطاع در اختيار داشت خواست آنان را از اين شهر دور كند ولى آنان به او اموال و هدايائى پيشكش كردند ، در نتيجه ، او از سرشان دست برداشت و برگشت . از آن پس غزان در آن جا به وضعى پسنديده اقامت كردند به كسى آزار نمىرساندند ، نماز مىگزاردند و زكات مىپرداختند . بعد وقتى امير قماج به سوى آنان بازگشت و امر كرد كه از شهر او بروند ، از اين فرمان امتناع كردند و در برابر او با يك ديگر متحد شدند . دسته‌اى به دسته ديگر پيوست طوائف ديگرى از تركان نيز با آنان ملحق گرديدند . امير قماج كه چنين ديد با ده هزار سوار به سر وقت ايشان شتافت . اميران غز پيش او رفتند و ازو درخواست كردند كه از تقصيرشان بگذرد و ايشان را در چراگاه‌هائى كه هستند به حال خود بگذارد . ضمنا حاضر شدند كه از هر خانه‌اى دويست درهم نقره به او بپردازند . ولى امير قماج نپذيرفت و سخت گرفت و جدا از آنان خواست كه از سرزمين او بيرون بروند . آن اميران نيز ازو برگشتند و كسان خود را گرد آوردند و با امير قماج به پيكار پرداختند . در اين جنگ قماج شكست خورد .