تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بود . اين دشمنى نيز از آن جهة بود كه در نزديكى يك ديگر ميزيستند و هر يك از آن دو مىخواست بر ديگرى چيره شود و بر او تحكم كند . از اين رو بود كه امير زنگى با پشتيبانى غزان به تقويت خود پرداخت . غزان همراه او به بلخ رفتند تا با امير قماج دست و پنجه نرم كنند . امير قماج به غزان نامه‌اى نوشت و وعده‌هائى داد . لذا به - جانب امير قماج متمايل شدند . در نتيجه ، در بحبوحه جنگ به امير زنگى خيانت كردند و از پشتيبانى او دست كشيدند . امير زنگى و پسرش اسير شدند و امير قماج پسر زنگى را كشت و گوشت او را به خورد پدرش داد . بعد پدرش را هم كشت . امير قماج پس از اين پيروزى به غزان در برابر خدمتى كه كرده بودند مواضعى را واگذاشت و استفاده از چراگاه‌هاى شهر خود را براى ايشان مجاز ساخت . وقتى حسين بن حسين غورى در غزنه قيام نمود و به خيال تصرف بلخ افتاد ، امير قماج و لشكريانش با تركان غز بر او خروج كردند . اين بار هم غزان ناگهان از امير قماج كناره گرفتند و به - حسين غورى پيوستند و نتيجه اين شد كه غورى بلخ را گرفت . وقتى سلطان سنجر رهسپار بلخ گرديد غورى پس از جنگى كه به شكست وى منتهى شد از بلخ رفت . بعد به خاطر عجزى كه از مقاومت در برابر سنجر داشت به خدمت او حضور يافت و پوزش خواست .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت