سنجر او را به غزنه باز گرداند .
غزان در نواحى طخارستان باقى ماندند و امير قماج به علت خيانتى كه غزان به او كرده بودند در دل خود نسبت به ايشان خشم و كينه شديدى داشت .
بدين جهة تصميم گرفت كه آنان را از شهرهاى خود دور كند . آنان هم اجتماع كردند و طوائف ديگرى از تركان نيز به ايشان پيوستند و ارسلان بوقاى تركى را نيز به سردارى خود برگزيدند .
امير قماج نيز قشون خود را گرد آورد و با غزان روبرو شد .
يك روز تمام تا شب جنگ كردند و بالاخره امير قماج و قشونش شكست خوردند او و پسرش - ابو بكر - اسير شدند و هر دو نيز به قتل رسيدند .
غزان بر نواحى بلخ استيلا يافتند و در آن جا با غارت و چپاول و كشتار به تبهكارى و فساد پرداختند .
وقتى خبر فتنه ايشان به گوش سلطان سنجر رسيد لشكريان خود را گرد آورد و به سروقت آنان رفت .
غزان به او نامه نگاشتند و به طفره رفتن و عذر خواهى كردن پرداختند . ولى سلطان معاذير ايشان را نپذيرفت .
مقدمه لشكر سلطان سنجر كه محمد بن ابو بكر بن قماج مقتول ، و مؤيد اىابه هم در آن بودند ، در ماه محرم سال 548 هجرى به غزان رسيدند .
غزان كه به سلطان سنجر پيام فرستاده و عذر خواسته بودند و وعدهء پرداخت پول داده و عهد كرده بودند كه از كليه اوامر او اطاعت كنند وقتى ديدند سخنشان مورد قبول سلطان واقع نگرديد و سنجر بدانها جواب منفى داد ، با لشكر او روبرو شدند و جنگ كردند و سرسختى و پافشارى به كار بردند و نبرد را ادامه دادند تا وقتى كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٦