تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
به وى نشان داد ، او را در پيش روى خود به قتل رساند . پس از اين پيروزى لشكريان سلطان مسعود متفرق شدند تا شكت‌خوردگان را تعقيب كنند و در نواحى مختلف دست به غارت و چپاول بگذارند . امير بوزابه و امير عبد الرحمن طغايرك در قسمت بلند برجسته‌اى از زمين ايستاده بودند كه مىتوانستند از آنجا وضع قشون سلطان مسعود را ببينند . همين كه ديدند لشكريان سلطان مسعود از اطراف وى پراكنده شده‌اند ، موقع را مغتنم شمردند و بر او حمله بردند . سلطان مسعود كه نفرات كمى در اختيار داشت نتوانست در برابر آن دو امير پايدارى كند و گريخت . امير بوزابه جمعى از اميران سلطان مسعود را اسير كرد . عده‌اى از اين اسيران عبارت بودند از : صدقة بن دبيس صاحب حله ، پسر اتابك قراسنقر صاحب آذربايجان و عنتر بن ابو العسكر و غيره . امير بوزابه آنان را در اردوگاه خود نگاه داشت . اما وقتى شنيد كه رئيس وى منكبرس به قتل رسيده ، همه را كشت . سرانجام هر دو لشكر ، يعنى هم لشكر سلطان مسعود و هم قشونى كه بر ضد وى مىجنگيدند ، شكست خورده و متوارى شده بودند و اين شگفت‌انگيزترين اتفاقى بود كه روى داد . پس از زد و خوردها سلطان مسعود آهنگ آذربايجان كرد و ملك داود هم رهسپار همدان شد . الراشد بالله نيز بعد وارد همدان گرديد . در ميان آراء و نظريات كسانى كه با الراشد بالله همدست شده بودند اختلاف افتاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 308 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت