جنگ ميان سلطان مسعود و ملك داود و اميرانى كه همراه او بودند
الراشد بالله ، وقتى از پيش اتابك عماد الدين زنگى رفت و از موصل دور شد ، رهسپار آذربايجان گرديد .
او در مراغه رحل اقامت افكند .
امير منكبرس فرمانرواى فارس ، و نايب او در خوزستان امير بوزابه ، و امير عبد الرحمن طغايرك صاحب خلخال ، و ملك داود پسر سلطان محمود ، همه نسبت به سلطان مسعود بد گمان بودند و ازو مىترسيدند .
بنابر اين ، خود را به الراشد بالله رساندند و موافقت كردند كه به - الراشد بالله دست اتحاد دهند و همه براى او به صورت يك دست واحد در آيند و او را بار ديگر به مسند خلافت باز گردانند .
الراشد بالله اين پيشنهاد را پسنديد ولى از اجتماع با آنان خوددارى كرد .
درين هنگام سلطان مسعود در بغداد به سر مىبرد كه خبر همدستى آنان به گوشش رسيد .
لذا در ماه شعبان از بغداد براى مبارزه با آنان حركت كرد . و در « بنجن كشت » با آنان به جنگ پرداخت .
درين جنگ سلطان مسعود پيروزى يافت و آنان را شكست داد و امير منكبرس را اسير گرفت و به علت گستاخى و بىپروائى كه نسبت