گرديده و كشته شده بود .
در هنگامى كه امير بقش سلاحى ، شحنه بغداد ، سرگرم نبرد با سلجوقشاه بود ، ولگردان از فرصت استفاده كردند و به بغداد حمله بردند و به غارت اموال مردم پرداختند .
مردان را كشتند و كار جسارتشان بقدرى بالا گرفت كه علنا مزاحم ثروتمندان مىشدند و هر چه مىخواستند ، از آنان مىگرفتند و اموالى را كه ربوده بودند بر سر باربران مىگذاشتند و حمل مىكردند .
وقتى امير بقش سلاحى ، شحنه بغداد ، از جنگ با سلجوقشاه فراغت يافت و به بغداد برگشت به سركوبى آن ولگردان پرداخت . از آنان گروهى را كشت و گروهى را به دار آويخت .
در نتيجه اين اغتشاشات نرخ اجناس بالا رفت .
از امير بقش در اين واقعه ظلم و بيدادگرى بسيار ديده شد چون به عدهاى از افراد بىگناه و پاكدامن نيز تهمت ولگردى ميزد و آنان را بجاى ولگردان دستگير مىساخت .
كار به جائى رسيد كه عدهاى بغداد را ترك گفتند و از آن جا به موصل و شهرهاى ديگر كوچ كردند .
كشته شدن الراشد بالله
الراشد بالله در همدان بود ، و چنان كه گفتيم ، ملك داود و امير بوزابه و اميران و سپاهيانى كه با آن دو تن بودند نيز در همدان اقامت داشتند .
پس از شكست خوردن سلطان مسعود و پراكنده شدن سپاهيان ، الراشد بالله با ملك داود رهسپار خوزستان گرديد .