تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و از تو سپاهى ديد كه آماده جنگ بود و آرام و قرار نداشت گوئى تو در تاريكى مانند شهاب نورى بودى كه روشن گرديد و او حكم شيطان رجيم را داشت [ ( 1 ) ] او جان خود را مىخواست بدين جهة از ميدان نبرد روى گردان شد چون ديد جز مرگ يار و ياورى ندارد . اين قصيده‌اى طولانى است و عجيب اينكه حكايت كرده‌اند : وقتى فرمانرواى روم شرقى در صدد حمله به قلعه شيزر بر آمد ، اين خبر به گوش ساكنان قلعه رسيد . امير مرشد بن على كه برادر صاحب قلعه بود ، در حالى كه قرآن را مىگشود ، گفت : « خداوندا ، به حق كسى كه اين قرآن را بر او نازل كرده‌اى ، اگر خواست تو اين است كه پادشاه روم شرقى بر اين ناحيه دست يابد ، مرا به نزد خود ببر ! » او پس از چند روز در گذشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - قدما معتقد بودند كه چون شيطان از زمين قصد آسمان كند ، فرشتگان با تير آتشين او را بزنند و از صعود ممانعت كنند . بدين اعتقاد در كتب نظم و نثر مضامين بسيار آمده است . ( شهاب ) گاه به نيزه آتشين نيز كه افكنده شود تشبيه شده است . ( لغتنامهء دهخدا )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 306 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت