خوارزمشاه نيز همراه آنان بود .
اين عده به حويزه ( كه قصبهاى در خوزستان بود ) رسيدند .
در همان اوقات سلطان مسعود به بغداد رفت تا دست آنان را از بغداد كوتاه سازد .
بر اثر رفتن سلطان مسعود به بغداد كسانى كه قصد تصرف بغداد را داشتند از قصد خود منصرف شدند .
در نتيجه ، ملك داود به سوى فارس برگشت و خوارزمشاه نيز به شهرهاى خود مراجعت كرد .
بنابر اين الراشد بالله تنها ماند و چون ديگر از لشكريان عجم نااميد شده بود به اصفهان رفت .
در بيست و پنجم ماه رمضان مىخواست براى خواب نيمروز به بستر برود كه عدهاى از خراسانيانى كه در خدمتش بودند بر او حمله بردند و او را كشتند .
او بيمار بود و از بيمارى رنج مىبرد ، بدين ترتيب از آن رنج رهائى يافت ! جنازه او را در حول و حوش اصفهان ، در ناحيهاى موسوم به - شهرستان ، دفن كردند .
وقتى او به قتل رسيد ، جمعى از همراهانش سوار شدند و به - تعقيب باطنيانى پرداختند كه قاتلان او شمرده مىشدند . و آنها را گرفتند و به قتل رساندند .
وقتى خبر كشته شدن او به بغداد رسيد ، يك روز در عزاخانه نشستند و براى او سوگوارى كردند .
او سفيد پوست و بور بود ، رنگ خوب و صورت نمكينى داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١١