در شهر خطبه خوانده شد . و رو به ابن الحواس نهاد و او را در قصريانه محاصره كرد .
ابن الحواس با مردان خود بيرون شد و با وى جنگيد و ابن ثمنه منهزم گرديد . و او را تا نزديكيهاى شهر اوقطانيه دنبال كرد و پس از آنكه گروه بسيارى از يارانش را كشت برگشت .
همين كه ابن ثمنه بديد كه سپاهش تكه پاره و پراكنده شدند ، وسوسهء نفس پيروزى بوسيلهء كفار را چنان كه خداى بزرگ ميخواهد ، در نهادش ( به جنبش آورد ) و به شهر « مالطه » رفت . مالطه ، چنان كه پيش از آن ياد كرديم در سال سيصد و هفتاد و دو در موقعى كه بر دويل فرنگى خروج كرد ، در دست فرنگيان بوده تاكنون در آنجا متوطن بودند و در اين هنگام « رجار » فرنگى با گروهى از فرنگيان مالطه را در تصرف داشتند . ابن ثمنه خود را به آنها رساند و گفت : من جزيره را به تصرف شما مىدهم .
گفتند : در آنجا لشكريان بسيارند و ما را ياراى برابرى با آنها نيست . گفت : آنها همه با هم اختلاف دارند و بيشتر آنها حرف مرا ميشنوند و مخالفت امر من نميكنند .
در رجب سال چهار صد و چهل و چهار فرنگيان ( به راهنمائى ابن ثمنه ) به جزيرهء صقليه رفتند . و در آنجا كسى را كه دفاع كند نديدند و بر بخشهائى كه از آن عبور ميكردند چيره شدند و قصد « قصريانه » نموده آنجا را محاصره نمودند . ابن الحواس بر آنها بيرون شد و با آنان جنگيد ، فرنگيان او را شكست داده منهزم شد و به پناهگاه خود برگشت . فرنگيان از آنجا حركت كرده در جزيره شروع به پيشروى نمودند و بر مواضع بسيارى چيره شدند .
گروه زيادى از مردم جزيره از علماء و صلحاء ترك آنجا نمودند و گروهى هم از اهالى جزيره نزد المعز بن باديس رفتند و او را از اوضاع و احوال مردم جزيره و اختلافاتى كه دارند آگاه نمودند و آنها را با مردان و وسائل نبرد تجهيز كرد .
فصل زمستان بود و آن كشتيهاى جنگى به « قوصره » رفتند . دريا طوفانى شد و بيشتر آنها غرق شده و جز اندكى از آن نجات نيافتند .
از دست شدن اين نيروى دريائى ( از جمله عواملى بود ) كه المعز ضعيف شود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٤