مقاومت كرد . و همين كه كار بر آنها سخت گرديد و سر تسليم فرود آوردند . و فرنگيان كه خدا لعنتشان كند ، در سال چهار صد و هشتاد و چهار گرفتند و « رجار » تمام جزيره را تصرف نمود و روميان را در آنجا سكنا داد . و براى هيچكس از اهالى در آنجا گرمابهاى و دكه و آسيابى بجاى نگذاشتند .
رجار ، بعد از آن ، پيش از سال چهار صد و نود درگذشت و پس از او پسرش رجار پادشاه شد و او راه و رسم پادشاهان اسلام را در پيش گرفت و براى خود ، پيشكاران و پردهداران و نگهبانان سلاح پوش و پاسداران و غير ذلك ترتيب داد .
و با عادت و رسم فرنگيان مخالفت كرد زيرا كه آنها چيزى از ( اين ترتيبات ) نميدانستند و براى خود ديوان مظالم سازمان داد كه شكايت ستمديدگان بدست او داده ميشد و او نصفت را و لو دربارهء فرزندش هم كه بود رعايت ميكرد . و مسلمانان را گرامى بداشت و آنان را به خود نزديك كرد و فرنگيان را مانع شد ( به آنها آزارى برسانند ) پس مسلمانان او را دوست داشتند و نيروى دريائى بزرگى را بنياد گذارد و مجهز ساخت و جزاير ميان صقليه و مهديه را چون مالطه و قوصره و قرقند را تصرف كرد و در كرانههاى افريقيه پيشرفت كه بخواست خداى بزرگ آنچه كه انجام داد خواهيم بيان كرد .
بيان ورود سلطان به بغداد
در ماه رمضان اين سال سلطان وارد بغداد شد . و اين بار دوم بود كه ببغداد آمده و در دار المملكه فرود آمد و همراهانش پراكنده در نقاط ديگر ( شهر ) ، برادرش تاج الدوله تتش و قسيم الدوله آقسنقر حكمران حلب و ساير زعماء از اطراف در بغداد ، بحضورش رسيدند و جشن ميلاد ( مؤلف فاضل نگفته ميلاد كى ؟ . م ) در آنجا برپا شد و آنچنان آرايش و پيرايش در اين جشن به كار رفت كه در بغداد ابدا بمانند آن جشن و چراغانى ديده نشده بود . و شعرهاى بسيار ، شاعران