تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و اعراب عليه او نيرو پيدا كنند تا جائى كه بلاد را از او گرفتند . فرنگيان بيشتر آن بلاد ( بلاد جزيره ) را با تأنى و تأمل در كار تصرف نموده كسى از آنها جلوگيرى نكرد . فرمانرواى افريقيه در آن موقع سرگرم كار اعراب بود كه در افريقيه نفوذشان گسترش مييافت . المعز در سال چهار صد و پنجاه و سه درگذشت و پسرش تميم بجاى پدر نشست . او نيز نيروى دريائى و سپاهى به جزيرهء ( صقليهء ) فرستاد . سركردگى را به دو فرزندش ايوب و على داد . آنها به صقليه رسيدند ، ايوب سپاه را در شهر و على در خرجنت فرود آوردند . سپس ايوب به خرجنت نقل مكان كرد . على بن - الحواس دستور داد در كاخ او فرود آيند و پيشكش فراوان فرستاد . همين كه ايوب در آنجا اقامت گزيد مردم او را دوست داشتند . ابن الحواس نسبت به او حسد ورزيد بمردم نوشت او را بيرون برانند . مردم آن كار را نكردند . ابن الحواس با سپاه خود بدان صوب رفت و با ايوب بجنگ و ستيز پرداخت . مردم خرجنت از ايوب پشتيبانى كرده و با او وارد معركه شدند در اثناى اينكه ابن الحواس مشغول جنگ بود . تيرى غربى ( مقصود مردم مغرب است ) به او اصابت كرد او را كشت . سپاه ايوب را بر خود سرورى دادند . پس از آن ميان اهل شهر و بردگان تميم فتنه‌اى بروز كرد كه منتهى بجنگ و ستيز شد و شر بين آنها افزون گرديد . پس ايوب و على برادرش با هم جمع آمدند و با ناوگان خويش به افريقيه بازگشتند و اين امر در سال چهار صد و شصت و يك رويداد و گروهى از اعيان صقليه و دريانوردان در مصاحبت آنان بافريقيه رفتند و ديگر براى فرنگيان مانعى بجاى نماند . بر جزيره چيره شدند و جائى بر آنها پايدار نماند مگر قصريانه و خرجنت . فرنگيان آن نقطه را نيز محاصره كردند و مسلمانان را در تنگنا قرار دادند . و بر مردمان بسى تنگى و سختى رفت تا جائى كه گوشت مردگان ميخوردند و از قوت و غذا چيزى بجاى نمانده بود . اهالى خرجنت ، شهر را تسليم فرنگيان كردند و قصريانه بعد از آن سه سال