در وصف آن شب سرودند .
( مؤلف فاضل از قصيدهاى بنام مطرز ابياتى در توصيف آن چراغانى آورده كه در نقل و ترجمهء آن فايدهاى متصور نبود . م ) اين مرتبه سلطان دستور بناى جامع السلطان ( مسجد سلطانى ) را صادر كرد و در محرم سال چهار صد و هشتاد و پنج ساختمان مسجد آغاز گرديد . بهرام منجم او و گروهى از كاركنان رصد خانه در بناى قبلهء ( مسجد ) كار كردند .
پس از آن نظام الملك و تاج الملوك و امراى بزرگ هر يك بنا به ساختمان خانههاى مسكونى كه چنانچه ببغداد بيايند در آن خانههاى نو بنياد فرود آيند كردند .
اما پس از آن روزگارشان بدرازا نكشيد و مرگ و كشتار و غيره جمع آنها را پراكند ، و سپاهيانشان بىنيازشان نكردند و چيزى گرد نياوردند . بزرگ است خداوند لا يزال كه امر او زوال ناپذير است .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال ابن ابى هاشم به استغاثه از تركمانان از مكه ببغداد آمد .
در اواخر اين سال نظام الملك در بغداد بيمار شد و خود را با دادن صدقه معالجه كرد .
در مدرسهء او گروهى بىشمار از تهيدستان و بينوايان گرد ميآمدند ( به آنها صدقه داده ميشد ) اعيان هم پيروى از او كرده و همچنين سركردگان سپاه صدقه ميدادند ، و شفا پيدا كرد و خليفه براى او خلعتهاى گرانمايه فرستاد .
در نهم شعبان اين سال در شام و بسيارى از بلاد زلزله رويداد و بيشتر آن در شام رخ داد و مردم مساكن خود را ترك كردند . و بسيارى از خانههاى مسكونى در انطاكيه زير و زبر شد كه و گروه زيادى زير آوارهاى آن هلاك شدند و نه برج از برجهاى شهر ويران گرديد و سلطان دستور تجديد بناى