را با خود بمصر برد و از اخص خدمتگزاران و پردهدار خويش ساخت .
و اما حسن قرمطى ، به حال انهزام به « طبريه » رسيد . پيك العزيز در آنجا به او رسيد و از جانب العزيز او را بخواند كه برگردد تا از نيكيهاى او برخوردار شود و بيشتر از آنچه كه به « الفتكين » رفتار شده با وى خواهد شد . ولى حسن نپذيرفت و بازنگشت . العزيز بيست هزار دينار به او رساند و آن را سالانه برايش ارسال مىداشت . و او به احساء برگشت همين كه العزيز بمصر رسيد ، « الفتكين » نزديك به كاخ خود فرود آورد . و كار او بالا گرفت و شأنش فزون گرديد و امر و نهى ميكرد و بر وزير « يعقوب بن كلس » برترى نشان داد . و رفتن نزد او را ترك گفت . پس بين آنها دشمنى سخت بروز كرد .
و كسى را گمارد كه به او زهر خوراند و در مسموميت درگذشت و العزيز از مرگ « الفتكين » اندوهگين شد و وزير را متهم بدان پيش آمد كرد او را چهل و چند روز زندانى نمود و پانصد هزار دينار از او گرفت . در اثر كنار رفتن وزير امور دولت العزيز دستخوش نابسامانى گرديد . العزيز از زندان آزادش كرد . و خلعت به او داد و بمقام وزارتش بازگرداند .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال حجاج به سيمرا رفتند هلال ذى حجه در آنجا رؤيت نمودند و عادت جاريه بر آن بود كه بعد از چهار روز هلال رؤيت شود . و در ضمن به آنها آگاهى رسيد تا زمانى كه به « غمره » برسند ، آبى نخواهند يافت و در « غمره » نيز آب كم است . فاصله بين آنها و غمره بيست روز راه بود ، پس ناگزير بمدينه بازگشتند و در آنجا توقف كردند ، و از آنجا مراجعت كرده ، اول محرم در كوفه بودند .
در اين سال در افريقا ، از سمت شرق كوكبى عظيم در آسمان ظهور كرد كه دنبالهاى با روشنى عظيم داشت . حدود يك ماه اين ستارهء ( دنبالهدار ) طلوع ميكرد ، سپس ناپديد گرديد و ديده نشد .
در اين سال ، ابو القاسم عبد السلام بن موسى مخرمى صوفى كه در مكه اقامت داشت و با ابا على رودبارى و طبقهء او و غيره مصاحب بود . درگذشت
.