مردم شهر با او جنگيدند ، او بر مردم پيروزى يافت و آنها را منهزم كرد و آنچه از آبادانى شهر سالم مانده بود سوزاند . كشتار بين او و مردم روزهاى بسيار دوام يافت . مردم در در اضطراب و ترس ميزيستند . خانهها خراب شد . وصول خواربار به شهر قطع شد . راه بسته گرديد . داد و ستد از ميان رفت . آب مشروب شهر قطع شد . قنوات و گرمابهها نابود گرديد . و بسيارى از فقيران و مستمندان در جادهها از گرسنگى و سرما مردند . با عزل ابى محمود گشايشى ، و فرجى بعد از شدت پيدا شد .
بيان فرمان روائى ريان خادم در دمشق
آنچه در دمشق از كشتار و آتشسوزى و تخريب . چنان كه ياد كرديم ، روى داد .
اخبار آن به المعز فرمانرواى مصر رسيد ، و او از آن اخبار سخت در هم شد و برآشفت و كار را بزرگ يافت پس به سركرده « ريان خادم » والى طرابلس . امر كرد بدمش برود . و اوضاع و احوال آنجا را از نزديك ببيند ، و احوال مردم آن شهر را معلوم نموده حقيقت وقايع را برايش گزارش كند . و القائد ابا محمود را نيز ، روانهء مصر كند . « ريان » امتثال امر كرد و بدمشق رفت ، و حقيقت اوضاع و احوال را براى المعز نوشت . و به ابى محمود نيز پيشنهاد كرد آنجا را ترك كند . ابى محمود با جمع قليلى از سپاهيان از آنجا به - « رمله » عزيمت كرد و اكثر سپاهيان او زير فرمان ريان به جاى ماندند . اين امر همچنان باقيماند تا اينكه « الفتكين » چنان كه ياد خواهيم كرد به والىگرى دمشق منصوب شد .
بيان حال بختيار پس از دستگيرى تركان
چنان كه ياد كرديم . از كارهاى بختيار در دستگيرى تركان . پس از آن بر ذخيرهء « آزادرويه » در جنديشاپور دست يافته و آن را گرفت . پس از آن رفتار تركان را با سبكتكين در نظر گرفت و ملاحظه نمود . بعضى از آنها در سواد اهواز عليه او عصيان كردهاند .
غلامانش در داخل خانهاش . عليه او بوده در اضطرابند . مشايخ تركان از بصره نزد