تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
بنى اميه آنچه باقيمانده بودند اصلاح حال آنها كرد ، خيران و غيره با او بيعت كردند و او را « المرتضى » لقب دادند ، خيران با منذر بن يحيى تجيبى امير سر قسطه و مرزا على مكاتبه كرد ، و باهالى « شاطبه » و « بلنسيه » و « طرطوشه » و « بنست » نامه نوشت ، همگى دعوتش را به بيعت با عبد الرحمن و مخالفت با على بن حمود اجابت كردند ، اكثريت مردم اندلس با او اتفاق كردند و در موضعى بنام رياحين در عيد اضحى سال چهار صد و هشت اجتماع نموده و فقهاء و شيوخ با آنها جمع آمدند و امر خلافت را به شورى گذاردند و در بيعت با او كف بر كف زدند و با وى به صنهاجه رفته و بر غرناطه فرود آمدند . المرتضى رو به بلنسيه و شاطبه نهاد ، و نسبت بمنذر بن يحيى و خيران جفا روا داشت و اقبالى به آنها نشان نداد ، و آنها از روى كار آوردن او پشيمان شدند المرتضى همچنان برفت تا به غرناطه رسيد و در آنجا فرود آمد ، و با مردم آنجا چند روزى قتال شديد كرد مردم غرناطه بر آنها چيره شدند ، امير و سركردهء آن مردم زاوى بن زيرى صنهاجى بود ، و المرتضى و سپاهش رو بهزيمت نهادند و صنهاجيان آنها را دنبال كرده ميكشتند و اسير ميگرفتند ، در گير و دار اين هزيمت المرتضى كشته شد ، عمر او چهل سال و از برادرش هشام كوچكتر بود ، برادرش هشام به « بنت » رفت و در آنجا اقامت كرد تا بخلافت بنامش خطبه خواندند هنوز على بن حمود ، پس از آن هزيمت بلاد خيران و عامريان را كرتى پس از كرت ديگر مورد تاخت و تاز قرار ميداد .

بيان كشته شدن على بن حمود علوى

در ذى قعده سال چهار صد و هشت ، على بن حمود مجهز گرديد تا بسوى جيان و به قصد قتال با سپاهيان خيران كه در آن محل بودند عزيمت نمايد ، روز هيجدهم اين ماه لشكريانش با طبل و پرچم به بيرون شهر رفته و در انتظار خروج او بودند ، على بن حمود با غلامانش به گرمابه رفت ، او را همانجا كشتند ، همين كه انتظار خروج او بدرازا كشيد ، به تحقيق حال او پرداختند ، او را در حمام كشته يافتند ، و سپاهيان به شهر بازگشتند .