تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
روز جمعهء نيمهء ماه جمادى الاولى مردم نماز جمعه را به جماعت گذاردند و چون فارغ از آن شدند ، شعار دادند : السلاح ، السلاح ، همگى گرداندند و سلاح پوشيدند ، و شهر را در حفاظت خود گرفته ، و داخل كاخ امارت شدند ، قاسم از آنجا بيرون رفت . و بربرها گرد او جمع شدند و با اهل بلد جنگيده آنها را در فشار و تنگنا گذاشتند ، بربرها عده‌شان بيشتر از جنگجويان شهرى بود ، و پنجاه و چند روز جنگ و ستيز ميان آنها و اهل بلد استمرار داشت ، اهالى قرطبه ترسيدند و از بربرها خواستند راه به روى آنها بگشايند و بانها و خانواده‌هايشان تأمين بدهند ، و بربرها نپذيرفتند مگر اينكه آنها را بكشند ، در اين هنگام مردم ناگزير شكيبائى پيشه نموده و دل بر جنگ نهادند و در دوازدهم شعبان از شهر بيرون شدند ، و جنگ و كشتارى با جانبازى با بربرها كردند ، خداوند آنها را بر بربرها پيروز كرد
وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ
[ ( 1 ) ] « ترجمه : هر كس به همان قدر ظلمى كه به او شده در مقام انتقام برآيد و باز بر او ظلم شود ، البته خدا او را يارى مىكند » بربرها منهزم و هزيمتى عظيم يافتند و هر گروهى از آنها به هر شهرى كه رسيد بر آن مستولى گرديد قاسم بن حمود ، به اشبيليه رفت و باهالى آنجا نامه‌اى نوشت كه هزار خانه را تخليه كنند تا بربرها در آن سكنى گزينند ، اين امر بر مردم اشبيليه گران آمد ، در آنجا دو فرزندش محمد و حسن ميزيستند ، اهالى شهر بو آنها شوريدند و هر دو را با همراهانشان از شهر بيرون كردند و شهر را ضبط نمودند و سه تن از شيوخ و بزرگان خود را به سمت پيشوائى برگزيدند و آنان عبارت بودند از : قاضى ابو القاسم محمد بن اسماعيل ابن عباد لخمى ، و محمد بن يريم الهانى ، و محمد بن حسن زبيدى و اين سه تن امور و شئون مردم شهر را تدبير همى نمودند ، پس از آن ابن يريم و زبيدى اجتماع كرده از ابن عباد تقاضا كردند كه به - تنهائى تدبير امور آنها بكند ، و او نپذيرفت و اصرار نمودند ، ابن عباد ترسيد كه از
هامش
[ ( 1 ) ] قرآن مجيد سورهء 22 ( الحجج ) آيه 59
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 378 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت