فرود آمد و تاخت و تاز را اعاده نمود و حمل خواربار را جلوگيرى كرد و در امر ارزاق تنگى پديد آمد ، مجد الدوله و مادرش ناگزير به مدارا با او شدند و آنچه ميخواست حاضر شدند به او بدهند ، و قرار بر اين شد كه شهر اصفهان تسليم او كنند و كردند و او به اصفهان رفت و سپاه اعزامى منوچهر بازگشته و فساد زايل گرديد و به طاعت از مجد الدوله بازگشت .
بيان آغاز دولت علويان در اندلس و كشته شدن سليمان
در اين سال ، على بن حمود بفرمانروايى اندلس رسيد . سلسلهء نسب او چنين است :
على بن حمود بن ابى العيش بن ميمون بن احمد بن على بن عبد اللّه بن عمر بن ادريس بن عبد اللّه بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام ، دربارهء نسب او با اتفاق به درستى نسبش به امير المؤمنين على عليه السلام غير از آنچه آورديم هم گفتهاند .
سبب فرمانروائى على بن حمود اين بود كه « خيران » جوان عامرى راضى از فرمانروائى سليمان بن الحاكم اموى نبود زيرا چنان كه پيش از اين ياد كرديم ، خيران از اصحاب المؤيد بود همين كه سليمان قرطبه را مالك گرديد ، خيران با گروه زيادى از جوانان عامرى گريختند ، بربرها آنها تعقيب كردند و با همديگر جنگيدند و جنگ ميان آنها شدت پيدا كرد و خيران در آن پيكار زخمهائى چند برداشت و او را در معركه بتصور اينكه مرده است ترك كردند ، همين كه از وى جدا شدند ، برخاسته به راه افتاد ، مردى از بربر او را گرفته به قرطبه بخانهء خود برد و مداوا كرد ، وى تندرستى خويش بازيافت و به آن مرد مالى بخشيد و پنهانى از قرطبه بيرون آمد و بشرق اندلس رفت ، در آن ناحيه ، جمع او كثرت پيدا كرد و قوت نفس يافت و با بربرها كه در آنجا بودند جنگيد و « مريه » را تصرف نمود ، و لشكريان گرد او جمع آمدند ، و بربرها را از بلاد