تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
لقب او المتوكل على اللّه ، و گفته شده الناصر لدين اللّه بود ، چهره‌اى گندمى و چشمانى مشكى ، اندامى باريك و بلند داشت ، مردى با حزم ، دادگر ، نيك سيرت بود ، تصميم گرفته بود اموال مردم قرطبه را كه بربرها گرفته بودند ، پس گرفته بمردم مسترد دارد ، و لكن روزگارش بدرازا نكشيد ، دوستدار مدح بود و در بخشش به ستايش كنندگان دستى گشاده داشت . بعد از او برادرش زمام امور را قبضه كرد ، وى چند سال بزرگتر از على بود ، سن على هنگام مرگ چهل و هشت سال بود ، فرزندانش يحيى و ادريس بودند ، مادرش قرشى و كنيه‌اش ابو الحسن و مدت فرمانرواييش يك سال و نه ماه بود .

بيان فرمانروائى قاسم بن حمود علوى در قرطبه

كشته شدن برادر قاسم ، على بن حمود را بسال چهارصد و هفت بيان كرديم و اينك گوئيم چون او كشته شد ، مردم با برادرش قاسم بيعت كردند و به المأمون ملقبش نمودند ، و همين كه زمام امور را قبضه نمود و استقرار در ملك خود يافت ، به عامريان نامه نوشت و از آنان دلجوئى كرد و جيان و قلعه رباح و بسياسه را به زهير به اقطاع داد و به خيران هم نامه نوشت و دلش بدست آورد ، خيران به پناه او درآمد با وى ديدار كرد ، سپس از او برگشته به « مريه » رفت ، قاسم تا بسال چهار صد و دوازده قرطبه و غيرها را مالك بود . وى مردى نرمخو ، دوستدار عافيت بود ، مردم با وجود او در امنيت بسر ميبردند به راه تشيع ميرفت و لكن چيزى از آن آشكار نميكرد ، از قرطبه به اشبيليه رفت ، در آنجا يحيى برادرزاده‌اش با او مخالفت كرد .