تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مجاور آن منطقه تصفيه كرده پاك ساخت ، و كارش سترگ و شأنش بزرگ شد . على بن حمود در شهر « سلبته » ميزيست و ميان او و ( حكومت اندلس ) پيوندى نبود اندلس وى را ترك و مجاز به حال خود گذاشته و مالك « سبته » بود ، برادرش قاسم بن حمود در جزيرة الخضراء و مستولى بر آنجا بود ، او را هم اندلس ترك كرده و مجاز گذشته بود ، سبب حكومت دو برادر در آن دو ناحيه اين بود كه هر دو از اصحاب سليمان بن الحاكم بودند ، و سليمان آن دو برادر را بر مغاربه فرماندهى داده بود ، سپس آن بلاد را در تصرف آنان گذاشت ( نوعى خود مختارى در سبته و جزيرة الخضراء داشتند م . ) خيران ميل به دولت المؤيد داشت و راغب به دو بود ، و در بلادى كه به تصرف درآورده بود بر منابر خطبه بنام المؤيد خوانده ميشد زيرا خيران گمان ميكرد از زمانى كه در كاخ خود مفقود گرديد ، در قيد حياتست ، على بن حمود از اين ماجرا آگاه شد و با اختلافى كه وجود داشت و بنظرش رسيد طمع به تصرف اندلس كرد و به خيران نامه نوشت و او را ياد آور شد كه المؤيد فرمان ولايت‌عهدى بنام او نوشته و از او خواسته است خونخواهى او بنمايد ، خيران ولايت‌عهدى على بن حمود را اعلام و دعوت بنام او كرد . خيران به مردم نامه مينوشت و آنها را بخروج عليه سليمان دعوت ميكرد گروهى با او موافقت كردند ، از جمله عامر بن فتوح وزير المؤيد كه در « مالقه » بود و با على بن حمود كه در « سبته » مقيم بود مكاتبه كردند كه بسوى آنها آيد تا باتفاق او بپاخيزند و رو به قرطبه بروند ، در سال چهار صد و پنج على بن حمود به « مالقه » رفت و عامر بن فتوح بيرون شد و آنجا را تسليم او كرد . و براى او به ولايت‌عهدى ( المؤيد ) دعوت نمود ، خيران و كسانى كه اجابت دعوت او كرده بودند ، رو به على بن حمود نهادند و در سال چهار صد و شش در « منكب » كه بين « مريه » و « مالقه » واقع شده گرد هم آمدند و قرار آنچه بايد بكند گذاشتند و برگشتند كه خود را به قصد عزيمت به قرطبه مجهز كنند ، و مجهز شدند و كسانى هم كه موافق با آنها بودند گرد آوردند و رو به قرطبه نهاده و با على بن حمود به طاعت از المؤيد اموى بيعت كردند . همين كه به غرناطه رسيدند ، امير آنجا با آنها موافقت كرد و با آنها رو به قرطبه