بعد از آن جنازهء صاحب به اصفهان انتقال داده شد . بسيار مشابهت هست بين كارى كه فخر الدوله با ابن عباد كرد و العزيز باللّه علوى و كارى كه با وزير خود يعقوب بن كلس ، چنان كه ذكرش گذشت كرد .
صاحب بن عباد ، در زمان حياتش به قاضى عبد الجبار بن احمد معتزلى نيكيها كرد و او را پيش انداخت و قضاء رى و اعمال آن بوى واگذار كرد . همين كه درگذشت عبد الجبار گفت : ترحمى براى او نمىبينم ، زيرا بى آنكه توبه كند و توبهاش آشكار شود مرد . عبد الجبار را با اين سخن به بيوفائى منسوب كردند .
پس از آن فخر الدوله ، عبد الجبار را دستگير و دارائى او را مصادره كرد ، و در جمله چيزها كه از اموال او فروخته شد ، يك هزار طيلسان . و هزار جامهء پشمى عالى بود ، براى چه او در احوال خود نظر نكرد و از يكى از امثال اين چيزها و ذخاير غير حلال توبه نكرد ؟ ! فخر الدوله ياران و هواخواهان ابن عباد را دستگير نمود و هر تسامحى كه از جانب او مقرر شده و رعايت ميشد ، خط بطلان به روى آنها كشيد . او و وزيرانش مصادره را در بلاد مقرر داشته و از اين رهگذر مالى بسيار جمع كرد ولى بعد از فوت او در كوتاهترين مدت آن اموال و دارائى همه پخش و پراكنده شد و جز گناه و بدنامى چيزى ببار نياورد .
بيان تار و مار كردن تركان بوسيلهء صمصام الدوله
در اين سال صمصام الدوله امر بكشتن تركان كه در فارس بودند كرد .
جماعتى از آنها كشته شدند و بقيه به اطراف بلاد گريخته و خرابيها كرده بكرمان رفتند و از آنجا رهسپار سند شدند و از پادشاه آنجا اجازه خواستند وارد خاك كشور او بشوند ، به آنها اجازه داده شد و سپس بيرون شد كه آنها را ببيند و ياران پادشاه سند ، موافقت كردند كه آنها را سركوب كنند . همين كه پادشاه آنها را ديد همراهانش را به دو بخش به صف كرد و تركان بين آن دو صف ، در وسط آنها فشرده شده و سنديان آنها را كشتند و كسى از