تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و نامهء مشابهى نيز به سبكتكين نوشت و ماجراى رفته را متوجه فائق كرد . امير نوح و سبكتكين جوابى كه ميخواست به او ندادند . سبكتكين به جمع سپاهى همت گماشت و از هر سوى و ناحيت روى به او آوردند سبكتكين با آن سپاه روى به ابو على نهاد . در جمادى الاخره در طوس با هم تلاقى كردند و روزى تمام جنگيدند . محمود بن سبكتكين نيز با سپاهى گران از پشت سر فرا رسيد . ابو على و يارانش منهزم شدند و خلق بسيارى از همراهانش كشته شدند . ابو على و فائق جان سالم از معركه بدر برده به أبيورد نهاد ابو على و فائق از آنجا به « مرفه » و سپس به « آمل شط » رفتند و به امير نوح نامه نوشته ، طلب عواطف او نمودند . به ابو على پاسخ رسيد . چنانچه فائق را ترك گويد و به گرگانيه فرود آيد عذرش پذيرفته خواهد بود . ابو على قبول كرد . فائق او را برحذر داشت . و از مكيدت و مكرشان بترساند ، و او بنا بخواست خداى عز و جل التفاتى بدان امر نكرد و همين كه از فائق جدا و بگرگانيه رهسپار شد و در روستائى نزديك خوارزم كه « هزار اسب » نامداشت فرود آمد . ابو عبد اللّه خوارزمشاه كس به آنجا فرستاد تا او را مهماندار باشد و وعده داد كه با او ديدار خواهد كرد . و خاطر ابو على آرام گرفت . همين كه شب فرا رسيد خوارزمشاه گروهى از سپاهيان خود بدان روستا گسيل داشت و آنجا را از همه سو احاطه كردند و در رمضان اين سال او را اسير نمودند و خوارزمشاه وى را در محل اقامت خويش به بند كشيد و همراهان ابو على را خواست و اعيان آنان را دستگير و اسير كرده بقيه پراكندند . و اما فائق رو به ايلك خان نهاد و بما وراء النهر رفت . ايلك خان او را بزرگ و گرامى داشت و بوى وعده داد او را به مقر حكمرانيش باز خواهد گرداند و به نوح نامه نوشت و شفاعت فائق نمود كه به حكومت سمرقند منصوب شود ، نوح جواب مساعد داد و فائق در آنجا اقامت كرد .